قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1606
تاريخ الفي ( فارسى )
نمىتوان خلع كرد ؛ چرا كه ، عوام النّاس با شما جنگ خواهند كرد . القصّه ، چون خبر به مهتدى رسيد شمشير حمايل كرده از خانه بيرون آمد و بر سرير خلافت نشسته موسى بن بغا را با اصحابش طلب كرد و گفت : باز آنچه اصحاب تو در حقّ من انديشيدهاند سبب چيست ؟ و اين جرأتى كه شما بر قتل خلفا ، كه موالى شمااند ، مىكنيد ، آيا غرض شما چيست ؟ و در اين باب چندان سخن گفت كه موسى با اصحابش منفعل شده گفتند : ما از براى حفظ خود اين نوع امور پيش مىگيريم و اگر از جانب شما خلفا ايمن باشيم هيچ از اين حركات از ما سر نخواهد زد . تو با ما سوگند بخور كه وقت قدرت قصد ما نكنى تا ما نيز در اين وقت در اطاعت و انقياد تو كوشيده خدمات شايسته به ظهور رسانيم . مهتدى گفت : من سوگند بر اين منوال ياد مىكنم ، امّا در اين مجلس بىفايده است . فردا كه جميع خلايق حاضر شوند [ 197 الف ] من در حضور بنى هاشم و قضاة و علما و ساير طبقات النّاس ، آنچنانكه شما مىخواهيد ، سوگند ياد كنم و خاطر شما را جمع سازم . القصّه ، چون تركان را خاطر از مهتدى جمع شد بعد از چهار ماه ، در بيست و دوّم شهر صفر صالح بن وصيف را پيدا كرده سر او را پيش مهتدى آوردند . چون نظر مهتدى بر وى افتاد گفت : الحال او را دفن كنيد . امّا متابعان موسى بن بغا سر صالح را به نيزه كرده گرد بازار مىگردانيدند و مىگفتند : اين سزاى كسى است كه قصد ولينعمت خود كند . بعد از آن ، سر او را به دروازهء « باب اليمامه » بياويختند . و از جمله وقايع اين سال خروج مساور است در ناحيهء كوفه و محاربهء موسى بن بغا با وى . تفصيل اين واقعه در تاريخ ابن كثير شامى بر اين وجه آورده كه چون اخبار فتنه و فساد مساور متواتره به سامره رسيد موسى بن بغا ، مفلح و بايكبال « 1 » ترك با لشكرى عظيم متوجّه دفع او شد . در ميانهء ايشان محاربات بسيار واقع شد . آخر الأمر ، ايشان گريخته با جمعى قليل هر روز از يكجا سر برمىآورد و ايشان را عاجز مىساخت . و در اين وقت المهتدى باللّه فرصت يافته خواست كه ميانهء اتراك مخالفت اندازد ، بنابراين فرمانى به بايكبال نوشت كه سردارى آن جماعت به تو تعلّق دارد و موسى بن بغا از سردارى آن جماعت معزول باشد « 2 » . بايكبال چون دانست كه غرض خليفه ضعف اتراك است آن كتابت را بعينه به موسى بن بغا نمود . موسى چون بر آن مكتوب اطلاع يافت فى الحال به اتّفاق بايكبال متوجّه دار الخلافه شد . مهتدى چون
--> ( 1 ) . م : بايكتال ؛ ش : بانكسال ؛ ق : بابكتال . به قياس تاريخ طبرى و الكامل تصحيح شد . ظاهرا بايد « باىبيك » باشد ؛ زيرا « بيك » در تركى به معنى بزرگ است و « باى » نيز به معنى بزرگ است ، پس باىبيك به معنى بزرگ بزرگان و خان خانان بايد باشد . ( 2 ) . نامهاى ديگر به همين مضمن به موسى نوشته بود ؛ - مسعودى ، مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 586 .